×

منوی سایت

آخرین اخبار

امروز : چهارشنبه / ۲۲ مهر / ۱۴۰۵
رج هایی که گرما بخشید

به گزارش نودادامروز ، مریم بالوی فیلی فعال رسانه ای در یادداشتی تحت عنوان « رج هایی که گرما بخشید » نوشت : سال های جنگ بود و جوانانی از خانه هایشان دور شده بودند و روزگار سختی را در جبهه می گذراندند در خانه های زیادی مادران با شنیدن خبرها دل نگران می شدند یکی چشم به راه پسرش بود و دیگری برای سلامتی رزمندگان دعا می کرد که حتی نامشان را نمی دانست در میان همین دل های نگران در یزد مادری زندگی می کرد که دلش می خواست کاری کند کاری که از دستش بر می آمد و بتواند ذره ای از سختی روزهای دوری را کم کند.

توان این را نداشت که به جبهه برود و کنار آن جوان ها باشد اما دست هایش بیکار نمی ماندند هر روز با حوصله می نشست و کارش را از سر می گرفت رجی پس از رج دیگر با ذکر و دعا و هر بار که کارش آماده می شد دلش آرام می گرفت شاید به دست جوانی برسد که در سرمای جبهه برای لحظه ای احساس کند مادری از جایی دور به یادش بوده است.

برای مادر فرقی نداشت آن جوان اهل کدام شهر کدام دیار یا چه کسی در خانه چشم به راهش است همه را فرزندان خودش می دید گفته بود تا زنده است دست از این کار نمی کشد و سال ها به قولش وفادار ماند دیگران هم در این راه سهیم می کرد یکی شال و کلاه آماده می کرد دیگری مربا می پخت و کسانی هم پول و طلایشان را می دادند تا سهمی در این مهربانی داشته باشند محبت یک مادر دل های زیادی را با خودش همراه کرده بود.

جنگ که تمام شد دل این مادر همچنان با جوانانی گره خورده بود که دور از خانه خدمت می کردند برای مدافعان حرم و مرزبانان هم دستکش و شال بافت گاهی رزمندگان به دیدنش می آمدند و از زحمت هایش تشکر می کردند خوشحالی اش وقتی بیشتر می شد که می دید آن جوان ها هنوز یادگار سال های دور را نگه داشته اند برایش همین کافی بود اینکه چیزی که با عشق آماده کرده بود به دست کسی رسیده که قدرش را خوب می دانست.

نام این مادر فاطمه فلکیان بود همان ننه عصمت متولد سال ۱۳۱۹ در یزد سال های زیادی از عمرش را برای گرمای دست های فرزندان ایران گذاشت حالا ننه عصمت دیگر در میان ما نیست.

ننه عصمت، ای مادر مهربان تو پسری نداشتی که راهی جبهه کنی اما دلت برای همه ی رزمندگان ایران می تپید با هر رج تکه ای از قلبت را با گرمایی پر از مهر و محبت مادرانه به دست هایشان می بخشیدی و با هر دعا جوانی گمنام را به مهربانی خدا می سپردی حالا از میان ما رفته ای و ما نمی دانیم آخرین دستکشت به دست کدام جوان رسیده است اما دلمان گواهی می دهد روزی همه ی آن دست ها گرد تو جمع خواهند شد همان دست هایی که روزی در سرمای جبهه، گرمای محبتت را لمس کردند خواهند آمد تا دست های مهربانت را ببوسند و بگویند مادر دست های ایران، ما گرمای دست هایت را هرگز از یاد نمی بریم.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط  مدیریت پایگاه خبری نودادامروز منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.