- نویسنده : مریم بالوی فیلی
- 04 شهریور 1404
- کد خبر 34302
- بدون نظر
- ایمیل
- پرینت
سایز متن /
به گزارش نودادامروز ، دکتر یونس احمدی، مدرس دانشگاه ایلام و پژوهشگر ساختارهای اجتماعی، در گفتوگویی تفصیلی با ایسنا، تحولات اخیر ایران را در بستر تاریخ و ساختارهای فرهنگی مورد بررسی قرار داد و از شکلگیری نوعی «گفتوگوی سخت» میان ملت ایران و بخشی از جامعه جهانی سخن گفت، جامعهای که به تعبیر او خود را متن تمدن جهانی و دیگران را در حاشیه آن میداند.
ایران در آستانه بازتعریف تمدنی | واکنشهای ساختاری ملت به جنگ اخیر نشانهای از بلوغ فلسفی و بازگشت به نقشآفرینی جهانی
احمدی با اشاره به جنگ ۱۲ روزه، آن را نه صرفاً یک رخداد نظامی محدود، بلکه بخشی از یک جریان تاریخی و ساختاری در مسیر ملت ایران دانست و تأکید کرد: این مواجهه، امتداد تجربههای تاریخی ایرانیان در برابر تحولات جهانی است تجربههایی که از دوران باستان تا امروز، در قالب مقاومت، بازسازی و بازتعریف هویت ملی تکرار شدهاند.
وی با تبیین دو فرضیه ساختارگرایانه در تحلیل این رخداد، از شکلگیری نوعی «انسان جدید ایرانی» سخن گفت انسانی که در ماتریکس جامعه، فرهنگ و تاریخ، در حال بازتعریف مدل زیست و فهم خود است.
احمدی در ادامه، تاریخ ایران را سرشار از شاهکارهای علمی، هنری و سیاسی دانست و گفت: این سابقه نه تنها هویت ایرانی را شکل داده، بلکه بستری برای تعامل و بهرهگیری جهانی از دستاوردهای این ملت فراهم کرده است.
وی با اشاره به تحولات پرشتاب قرون اخیر، هشدار داد که موجهای داده و پیشرفتهای شتابزده جهانی ممکن است تلاش کنند سابقه تاریخی ملتها را به حاشیه برانند و افزود: برای ملت ایران، تاریخ صرفاً یادآوری نیست، بلکه نقطه آغاز تحولات معاصر است.
احمدی با اشاره به عباس میرزا، ولیعهد دوران قاجار، او را نماد پرسشگری تاریخی ایرانیان دانست و گفت: سؤال او درباره ناکارآمدی سابقه تاریخی در برابر چالشهای جدید، هنوز هم در فضای فکری ایران جاری است.
وی شکستهای تاریخی را نه پایان، بلکه آغاز مسیرهای جدید در سیاست، دیپلماسی و توسعه دانست و تأکید کرد: از دل شکستها، اصلاحات ساختاری، نوسازی نظامی، اقتصادی و فرهنگی آغاز شد؛ اصلاحاتی که مسیر استقلال ملی را هموارتر ساخت.
احمدی در بخش دیگری از سخنان خود، به تلاش ایرانیان برای واردات علم و تعامل با جهان اشاره کرد و گفت: ایران با عقلانیتی تاریخی و مسئولانه، دست نیاز به سوی صاحبان جدید علم دراز کرده و در مسیر همگامی با جهان روزآمد گام برداشته است.
وی انقلابهای متعدد ایران در دو قرن اخیر را نشانهای از عطش نوسازی و پیشرفت دانست و افزود: از مشروطیت تا انقلاب اسلامی، هر مرحله از این تحولات، بخشی از فرآیند بازسازی فرهنگی، سیاسی و اقتصادی ایران بوده است.
احمدی، عقلانیت ایرانی را مدرن، زمینی و واقعگرا توصیف کرد و گفت: این عقلانیت، همراستا با زندگی، تصویرگر بلوغ فکری و فرهنگی ملت ایران است؛ عقلانی که از تاریخ آموخته و در مسیر توسعه پایدار، عدالت و آزادی، ساختارهای نوین را بنیان نهاده است.
مدرس دانشگاه ایلام: ایران در مسیر تحول پارادایمی و بلوغ ساختاری قرار دارد
یونس احمدی، مدرس دانشگاه ایلام و پژوهشگر ساختارهای اجتماعی، تحولات ایران معاصر را حاصل یک روند تاریخی عمیق دانست که به شکلگیری ساختارهای نوین، عقلانی و مبتنی بر آگاهی منجر شده است.
وی این روند را نوعی «تحول پارادایمی» توصیف کرد: نشاندهنده بلوغ فکری و زیستی ملت ایران در مواجهه با چالشهای جهانی است.
احمدی گفت: ایران در دوران معاصر، بر پایهی تلاشهای تاریخی نخبگان و مردم، به ساختارهایی نوین و عقلانی دست یافتهاست. این تحول، معرفتشناسانه و هستیشناسانه است و نشاندهندهی استعداد ایرانی در بازتعریف مسیر زیست فرهنگی و ساختاری خود است.
وی با اشاره به نقش حیاتی ساختارها در زندگی انسان ایرانی، افزود: امروز ساختارها نهتنها در سطح اجتماعی، بلکه در سطح فلسفی و طبیعی با جامعه ایرانی در تعاملاند راز ماندگاری ایران، جاری شدن تفکر ایرانی در قالب ساختارهایی است که با طبیعت همجوشی دارند. ایران، راز هستی است و چیزی فراتر از طبیعت نیست.
احمدی عنوان کرد: انسان ایرانی امروز، درگیر بازنگری درونی در رابطه با ساختارهای قدرت و نهادهای حاکم است.
به گفته او، این بازنگری نویدبخش عصری جدید است که در آن توازن میان هویت انسانی و ساختارهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و دینی به محور تحول بدل شده است.
وی با طرح مفهوم «ظهور دینامیک ساختار»، آن را فرآیندی پویا و چندوجهی دانست که در آن ساختارها بهطور مستمر در حال تولید، تغییر و بازتعریف هستند.
احمدی گفت: ساختارها نه صرفاً مجموعهای از روابط فاقد اخلاق، بلکه حامل نوعی آگاهی طبیعیاند که در تعامل با محیط و دیگر ساختارها، به توسعه و پایداری میانجامند.
او افزود: تئوری ما این است که ساختار، بهطور ذاتی، واجد نوعی آگاهی و اخلاق طبیعی است. این دینامیسم ساختاری، مجموعهای پیچیده از رابطهها و آگاهیهاست که هم درونی و هم بیرونی عمل میکند.
احمدی با اشاره به شکلگیری «حاکمیت ساختاری» در ایران، آن را نشانهای از تحول عمیق دانست و اظهار داشت: ایرانیها به ساحل سازندگی ناشی از روح آگاهی و اخلاق ساختاری رسیدهاند؛ صورتی از تحول که تنها در میان معدودی از ملتهای جهان رخ داده است.
وی ادامه داد: شیوه کنش و توسعه در ایران امروز، مبتنی بر مدل ساختاری با تمامی موجهات و شرایط آن است. این مدل، تعامل میان انسان ایرانی و ساختارها را تضمین میکند و به حفظ امنیت زیستی، پایداری و فرصتهای برابر برای رشد منجر میشود.
احمدی نگاه ساختاری به تحولات ایران را تمرکز بر نهادها، چارچوبها و روابط قدرت دانست و گفت: در ساختارگرایی، طبیعت مفهوم در امان است و با آن به عدالت و تعادل رفتار میشود. کنش ساختاری، تبعیت از نظام هستی و همراهی بیپایان با آن است.
وی با اشاره به حضور مسئولانه ملت ایران در تاریخ، افزود: «ایرانیها همواره در مسیر تکامل انسانی نقشآفرینی کردهاند. تاریخ به یاد ندارد که گروههای ایرانی مسیر تمدن را با چالش مواجه کرده باشند.
احمدی گفت: در ایران معاصر، برخورد همزمان با دنیای مدرن و تجربیات تلخ جنگ، در کنار تاریخ پرافتخار، نوعی همافزایی ساخته است که کشور را در شرایط دشوار، یکپارچه و مقاوم نگه میدارد.
وی با استناد به برآوردهای اخیر، ساختارگرایی را ویژگی غالب در جامعه ایرانی دانست و افزود: این گرایش، سرمایهای بزرگ برای جهش تاریخی و فرهنگی در آینده نزدیک است.
احمدی ساختارگرایی ایرانی را نهتنها یک گرایش فکری، بلکه شیوهای از زیست و تعامل با جهان توصیف کرد و گفت: در این فلسفه، ساخت واقعیتها از طریق همنوایی با طبیعت و پرهیز از جدال، مسیر خلق مفاهیم نوین را هموار میسازد.
وی اظهار داشت: «انسان ایرانی امروز، با درک عمیق از مفاهیم، آنها را به ابزارهایی برای بازیگری در جهان بدل کرده و ساختارهای طبیعی و فرهنگی را چون میراثی گرانبها، عزیزتر از جان میداند. ایرانیان دیگر تمایلی برای پیمودن راههای رفته و تکرار آنها ندارند.
احمدی: واکنش ملت ایران به جنگ اخیر، تجلی بلوغ فلسفی و ساختاری است
یونس احمدی، مدرس دانشگاه ایلام و پژوهشگر ساختارهای اجتماعی، واکنش ملت ایران به جنگ ۱۲ روزه را نه صرفاً یک پاسخ سیاسی یا نظامی، بلکه تجلی یک تحول فلسفی، فرهنگی و ساختاری دانست که ریشه در تاریخ، اندیشه و هویت ایرانی دارد.
احمدی تصریح کرد: واکنشهای ملت ایران به آغاز حملات گروههایی که نماد تمدن غرب محسوب میشوند و با عبور از قوانین بینالمللی اقدام به تهاجم کردهاند، پیش از آنکه از منظر نظامی یا سیاسی بررسی شود، باید از منظر فلسفه و تطور اندیشه ایرانی مورد پژوهش قرار گیرد این واکنشها نشاندهنده یک سیر تمدنی و سیستم تکامل اجتماعی در ایران است.
وی با اشاره به تأثیرات عمیق تحولات معاصر بر اندیشه ایرانی، افزود: رویدادهای اخیر موجب اصلاح نگاه استراتژیک، فرهنگی و فلسفی در جامعه ایران شدهاند پیوند میان باورهای دینی، ارزشهای ملی و تحلیلهای شناختی و منطقی، واکنشی ساختارگرایانه را شکل داده که از سطح فردی فراتر رفته و در لایههای عمیقتری از جامعه ایرانی ریشه دوانده است.
احمدی تأکید کرد: فهم جنگ کنونی نیازمند رویکردی منتقدانه و فلسفی است.
وی گفت: گرچه رویکردهای ملیگرایانه و دینی نیز اهمیت دارند، اما واکنش ملت ایران در مواجهه با ناامنیهای منطقهای، در پهنهای وسیع از فلسفه، دین، تاریخ و فرهنگ جای گرفته و به عنوان کنشی ساختاری و چندجانبه قابل تحلیل است.
وی ادامه داد: تحلیل فلسفی جنگ به ما اجازه میدهد تا از سطح واکنشهای گذرا عبور کرده و به شناختی عمیقتر از پیوندهای میان ساختارهای فرهنگی، ارزشهای ملی و باورهای دینی برسیم این شناخت میتواند به طراحی راهکارهای بلندمدت برای تقویت هویت، مقاومت و آگاهی جمعی منجر شود.
احمدی با اشاره به جایگاه ایران در جهان امروز، اظهار داشت: تمدن کشور ایران امروز بیش از هر چیز، سرزمین ساختارهاست. ساختارگرایی به عنوان رویکرد ملت ایران برای حضور در جهان آینده انتخاب شدهاست ایران، با پشتوانه تاریخی و فرهنگی خود، در حال بازگشت به جایگاه بازیگردانی جهانی است؛ هرچند زبان این بازگشت گاه تلخ و از جنس آتش و آهن باشد.
وی افزود: ملت ایران در مسیر عبور از گردنههای سخت توسعه و پیشرفت، معلمی جز هستی، جهان و طبیعت ندارد. تا زمانی که رفتار ملت با عدالت و نظام طبیعت همسو باشد، پایداری آن تضمین خواهد شد. این وفاداری به اصول بنیادین، کلید بقا و هویت ملی است.
احمدی فرضیه ساختارگرایی را به عنوان مدلی برای رشد طبیعی و توسعه متوازن ملت ایران معرفی کرد و گفت: این مدل، با حمایت مردم از ساختارها، نوعی پایداری ساختاری در قالب وطن ایجاد کردهاست جنگها محصول افزونطلبی و رفتارهای خلاف طبیعتاند، و ملت ایران همواره در تعادل با همسایگان خود زیسته است.
وی با اشاره به نگاه جهانی ایران، افزود: توسعه طبیعی یک ملت، مناسبات داخلی را به روابط منطقهای و جهانی پیوند میزند ایران امروز، با نگاه جامع و چندبعدی، در پی صلح و تعامل با جهان است، بدون آنکه آرمانگرایی صرف در داخل، مانعی برای این تعامل باشد.
احمدی در پایان گفت: وعدههای صادق ایران، گفتوگویی با بخشی از جامعه جهانی بود که به تاریخ تکمرکزی باور دارد. غرش توان اقتصادی و نظامی ایران در آسمان منطقه، پاسخی به تندرویها و تجاوز دشمنان بود تغییر تراز جهانی ساختارهای ایران، فرصتها و چالشهای جدیدی را پیشرو نهاده و انعطافپذیری در مواجهه با این تحولات، کلید موفقیت در مدیریت آینده است.



