- نویسنده : مریم بالوی فیلی
- 25 ژوئن 2026
- کد خبر 41794
- بدون نظر
- ایمیل
- پرینت
سایز متن /
به گزارش نودادامروز ، مریم بالوی فیلی فعال رسانه ای در یادداشتی جانگداز از زبان حضرت زینب(س) از صحرای کربلا در سوگ برادر با نام هذا الحسین بالعراء مرمّل بالدماء مقطّع الأعضاء ، نوشت : ای برادر ای حسین من ای تکیه گاه دل شکسته ام در هجوم این داغ بی پایان این چه صحنه ای ست که پیش چشمانم گسترده اند تو را بر خاک سوزان بیابان رها کرده اند تن پاکت غرق در خون است.
کاش پیش از این نگاه ناتوانم زمان می ایستاد کاش دست غارت گر ظلم به خیمه های عطش نزدیک نمی شد کاش من به جای این همه آه سپر نیزه ها می شدم و نمی دیدم که خورشید خاندان رسول چنین بی پناه بر خاک افتاده است.
حسینم تو در غربتی عجیب تر از همیشه ای نه صدایی برای پاسخی نه دستی برای یاری و نه آبی برای شستن گرد و غبار از چهره ات.
کاش می توانستم آفتاب سوزان را از سر تو پنهان کنم یا مرهمی را بر زخم های بی شمارت بگذارم اما تنها چیزی که دارم اشک های خشکیده و دلی است که میان این بیابان آتش گرفته است.
ای برادر تشنه لبم ای که جانت فدای حق شد و تن ات نثار جلال الله من در این میان نه تنها شاهد این مصیبت عظیم و بی انتها هستم بلکه بیننده ی حقیقتی هستم که در خون های ریخته شده بر شن های کربلا نوشته شده است.
اما بدان اگر چه قامت من در این مصیبت خم شد و دل من در آتش این ماتم سوخت اما پیام تو را خاموش نخواهند کرد خون تو تاریخ را بیدار خواهد کرد و نام تو تا همیشه قلب آزادگان جهان را به درد خواهد آورد.
آری رفتن حضرت زینب (س) از صحرای کربلا بی آنکه امکان دفن پیکر مطهر امام حسین (ع) فراهم باشد مصیبتی بود که تاب تحمل نداشت ایشان در اوج این فاجعه برای آنکه دشمن را ناامید کند و نشانه ای از ضعف از خود بروز ندهد با دیدن پیکر به خون آغشته ی برادر رو به آسمان کرد و این کلمات را بر زبان جاری ساخت: خدایا این قربانی را از ما قبول فرما.
سپس با قلبی شکسته سوگواری خود را با این فریادهای جان سوز آغاز کرد: وا محمداه صلی علیک ملیک السماء ، هذا الحسین بالعراء، مرمّل بالدماء، مقطّع الأعضاء…
ای پیامبر خدا ای که غمت بر جان من سنگین است، باشد که خداوند فرمانروای آسمان ها بر تو درود و رحمت بفرستد (اما ای پیامبر این چه مصیبتی است که بر تو نازل شد) این حسین توست که در بیابانی بی سایه و بی پناه رها شده او را چنان به خون کشیده اند که پیکر نازنینش در میان خاک و خون غلتیده وای از این غم که دشمن با پیکر او چه کرد که هر عضوی از تن مطهرش بر اثر ضرب نیزه ها و شمشیرها پاره گشته است…


